بازخوانی مقاله رضا شاه


روزنامه شرق در پنجم مرداد ۱۴۰۰ نوشت:

در این مقاله نمی خواهیم به کارنامه رضاشاه به عنوان کتاب تاریخ دبیرستان بپردازیم و این بار داستان پس از مرگ رضاشاه آغاز می شود. با سقوط ایران و نیروهای ارتش سرخ شوروی و نیروهای نظامی بریتانیای کبیر و سپس آمریکا، رضاشاه از ترس محاکمه گریخت و سپس برای اخراج وی تسلیم انگلیسی ها شد. . در آن فضا بحث جانشینی محمدرضا زیر نظر و نظارت انگلیسی ها صورت گرفت.

فردوست در توضیح این موضوع می گوید: در آخرین روزهای سلطنت رضاخان به دستور محمدرضا به سفارت انگلیس رفتم و در آنجا با شخصی به نام ترات آشنا شدم که رئیس اطلاعات انگلیس در ایران بود. تروت کمی صحبت کرد و خاطرنشان کرد: ما اطلاعات و سوابق دقیقی از داخل کاخ داریم که او مدام به رادیو آلمان گوش می دهد و وضعیت جنگ جهانی دوم را روی نقشه رصد می کند. در نتیجه انگلستان نقش مهمی در سقوط و مرگ رضاشاه داشت.

تبعید و مرگ

۲۵ شهریور ۱۳۲۰ رضاشاه پس از سه هفته اشغال ایران توسط نیروهای متفقین و در حین واگذاری حکومت به پسرش محمدرضا به تبعید رفت. ابتدا تصمیم گرفت برای استراحت چند هفته ای به هند برود، اما در نزدیکی هند، انگلیسی ها از ورود او جلوگیری کردند و تصمیم گرفتند در جزیره موریس در آفریقای جنوبی به زندگی شاه مخلوع ادامه دهند. غربت برایش آسان نبود و کم کم خسته و ضعیف شد. او تحمل زندگی در آب و هوای گرم جزیره موریس را نداشت و اغلب از زندگی در آن مکان ابراز نارضایتی می کرد. رضاشاه پس از مدتی اقامت در موریس، به ژوهانسبورگ، پایتخت آفریقای جنوبی نقل مکان کرد و سرانجام پس از سه سال اقامت در تبعید، در ۱۳ مرداد ۱۳۲۳ در سن ۶۸ سالگی بر اثر سکته قلبی درگذشت. خانه شخصی در ژوهانسبورگ علی ایزدی در خاطرات خود می نویسد که در حالت ایستاده دچار سکته قلبی شده است.

او می نویسد: «آنها دچار حمله قلبی شدید می شوند و برای رسیدن به رختخواب تلاش می کنند، جایی که به سختی زمین می خورند. به طوری که یکی از دست ها و صورتشان زخمی شده و از هوش می روند».

مومیایی کردن در مصر و تبعید در ایران

جسد رضاخان پس از مرگ به مصر منتقل شد و به مدت شش سال در مسجد رفاعی دفن و نگهداری شد تا اینکه در اردیبهشت ۱۳۲۹ به ایران آمد و در آرامگاهی که برای وی در نزدیکی حرم حضرت شاه عبدالله ساخته شده بود به خاک سپرده شد. . – عظیم. پس از انتقال جسد رضاشاه به مصر، سفیر ایران در قاهره در نامه ای در سال ۱۳۲۳ به علاء، از تشییع جنازه رضاشاه خبر داد و گفت: در ۵ آبان ۱۳۲۳ در مقابل اعلیحضرت شاهپورها. و نماینده دربار و من با احترام در سرداب مقبره خاندان سلطنتی به مسجد رفاعی تحویل داده شد تا دستور انتقال جسد به ایران یا عتبات صادر شود.

یرواند آبراهامیان در کتاب «ایران بین دو انقلاب» می‌نویسد: «سرنگونی و سرانجام مرگ رضاشاه در تبعید که در سال‌های پایانی شاهنشاهی به ظالمی حریص، ظالم و مرموز تبدیل شد، کسی را غمگین و متاثر نکرد. “

جسد رضاشاه پس از مرگ او برای اولین بار به مصر منتقل شد و به عنوان امانت در آن کشور ماند تا سرانجام در سال ۱۳۲۸ جسد او را به ایران آوردند و در آرامگاهی در شهرری به خاک سپردند.

شش سال بعد در سال ۱۳۲۹ و در زمان نخست وزیری رزم آرا، جسد مومیایی شده رضاشاه را با هواپیما با تشریفات مفصلی به اهواز و از آنجا با قطار به تهران آوردند و در آرامگاهی در کنار شاه عبدالعظیم آنجا به خاک سپردند. شهرری. این قبرستان به مدت ۳۰ سال یکی از مراکز رسمی بازدید برای بازدیدکنندگان خارجی بود. این بنا در ضلع غربی بقعه حضرت عبدالعظیم حسنی بوده و مساحت آن ۹ هزار متر و ارتفاع آن ۲۵ متر بوده و فروغی در مصاحبه ای ارتفاع بنا را هفت متر کوتاهتر از گنبد آن حضرت اعلام کرده است. عبدالعظیم. سنگ قبر رضا شاه بر اساس ماکت سنگ قبر ناپلئون بناپارت در انولید ساخته شده است. علیرضا پهلوی برادر تانی محمدرضا پهلوی متوفی سال ۱۳۳۳ نیز در جوار این آرامگاه به خاک سپرده شد. فضل الله زاهدی عامل انقلاب ۷ مرداد، حسنعلی منصور و سپهبد خاتم داماد شاه و سلیمان بهبودی از جمله مدفون شدگان در اطراف قبر بودند. معمار این بنا محسن فروغی استاد معماری و رئیس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بوده که از آثار وی می توان به کاخ نیاوران و دانشکده حقوق دانشگاه تهران اشاره کرد. سرانجام مقبره رضاشاه پس از پیروزی انقلاب توسط صادق خلخالی تخریب شد.

خلخالی و تخریب مقبره رضاشاه

صادق خلخالی در خاطرات خود درباره مقبره رضاشاه می نویسد: «به دفتر امام رفتیم و طبق معمول از هر دری صحبت می شد و می گفتند زمان تخریب آرامگاه پهلوی فرا رسیده است. این روزها مصادف با ورود مجدد شاه به مصر بود. سادات با پناه دادن به شاه می خواست به او کمک کند تا به ایران بازگردد، اما ما می خواستیم به او و دوستانش نشان دهیم که او دیگر ریشه، بنیاد و خانه ای در ایران ندارد. این یکی از انگیزه های ما در تخریب مقبره پهلوی بود و همچنین می خواستیم هواداران او در ایران که به عنوان خط پنجم بازی می کردند کاملاً تسلیم شوند. آن روز به گردان رفتیم و مسئول گردان (عباس دوزدوزانی) تجهیزات لازم را در اختیار ما گذاشت. حدود دویست نفر جمع شدیم و با بیل و کلنگ نزد حضرت عبدالعظیم رفتیم. قبور سران کفر و کفر باید به هر وسیله ممکن تخریب شود. مردم مرتب تکبیر می گفتند و خوشحالی می کردند. حدود سه ربع با مردم صحبت کردم و سالن حرم مملو از جمعیت شد».

در قسمت دیگری از این کتاب آمده است: «قبر رضاخان را هر چقدر کندند، حتی استخوان هایش پیدا نشد. بعدها معلوم شد که شاه هنگام فرار استخوان های پدرش را گرفته و به قاهره برده و اکنون در جای امنی در لس آنجلس نگهداری می شوند. این استخوان ها در کنار جنازه پسر اشرف، آقای شفیق، نگهداری می شود تا در وقت مناسب در ایران دفن شوند».

وی همچنین می نویسد: «به چشم خود دیدیم که مردم سعدلوح پس از زیارت حضرت عبدالعظیم، بر سر مزار ناصرالدین شاه فاتحه خواندند. البته ما دست به کار شدیم و دستور دادیم سنگ قبر ناصرالدین شاه را بردارند تا اثری از قبر او در جوار حضرت عبدالعظیم باقی نماند. ما نه تنها مقبره رضاخان، بلکه آرامگاه علیرضا پهلوی را هم تخریب کردیم [برادر محمدرضاشاه] و همچنین فضل الله خان زاهدی عامل انقلاب ۷ مرداد و منصور را که قرارداد تسلیم اقتدار و مصونیت مستشاران نظامی آمریکایی و ده ها تن از سران فاسد دیگر را امضا کردند را نابود کردیم. آنها با نزدیک کردن خود و خانواده‌هایشان به دربار، باعث شده بودند که جمعیت طی سال‌ها کاهش یابد.

شک در پیدا شدن جسد در سال ۱۹۹۷

ماجرا از آنجایی شروع شد که در اردیبهشت ۱۳۹۶ بقایای جسد رضاشاه پیدا شد. در آن زمان گفته شد: در پی اجرای طرح توسعه و توسعه غرب آستان حضرت عبدالعظیم شهرری، تیغه های حفار به طور تصادفی به جسدی برخورد کرد که به گفته برخی از افراد شاهد این امر. گویا جسد بود خاموش شد و در همان مکان محل آرامگاه ویران رضاشاه پیدا شده است.

به گفته خبرنگارانی که از این منطقه بازدید کرده اند: «بخش غربی آستان جایی است که آرامگاه رضاشاه بوده و پس از تخریب، به دستور صادق خلخالی، یکی از حاکمان اولیه مذهبی، حوزه علمیه به جای آن ساخته شد. انقلاب اردیبهشت ماه. ۱۳۵۹. اما گویا مسئولان آستان حضرت عبدالعظیم حسنی تصمیم گرفته بودند در چارچوب طرح توسعه، سرویس بهداشتی عمومی چند طبقه در محوطه مورد نیاز بسازند.

خلخالی در ۱۰ آبان ۱۳۶۱ در پاسخ به سوال حسن یوسفی اشکوری نماینده مجلس که سوال حسین مکی را مطرح کرده بود، طی نامه ای در تشریح کارهایی که وی برای تخریب قبر نوشته بود، بار دیگر تاکید کرد که جنازه برده شده است. که بدون شک از سوی خاندان پهلوی ادعا شده بود تکذیب شد.

همانطور که گفته می شود در سال ۱۳۷۶ کارگران زمین را تا عمق هشت متری حفر کردند و در همین عمق بود که به اتاق بتنی رسیدند. یکی از شاهدان گفت که شکستن این ابزار دشوار است. در حین کاوش، برخی بناها و بناهای آستان لرزید، اما سرانجام کارگران موفق شدند و بعداً متوجه شدیم که این حصار سیمانی محل پیکر رضاشاه بوده است».

انتهای پیام