تفل به حافظ در ۲۲ تیر ۱۴۰۱


فال گرفتن از آثار ادبی یکی از باورهای قدیمی این کشور است. با گذشت زمان، ساکنان این کشور به نویسندگانی روی آوردند که فکر می‌کردند از کلمه حقیقت برخوردارند.

با گذشت زمان اما تنها تفل تا حافظ در فرهنگ عامه ما باقی ماند.

با خستگی پرسید و قدرتی نداشت
اگر فرار کردی شرط مرگت نبود
ما تو را مجازات نکردیم و تو خود را دوست نداشتی
کسانی که در دین پروردگار طریقت نبودند
چشمانش پر از اشک عشق شد
تاریکی آن دلی که در آن شمع عشق نبود
حکومت جوجه همایون و سایه اش را می خواهد
زان که حاکم حکومتی با کلاغ و عقاب نبود
وقتی کمک می خواهم پیر مغان را سرزنش نکن
شیخ ما گفت که در خانقاه همت نیست.
چون طهارت نبود، کعبه و خانه مشرکان یکی بود
هیچ چیز زیبایی در آن خانه نبود که کامل نباشد
افسر معارف و ادبیات که در مجلس شاه است
کسی که بی ادب است ارزش حرف زدن ندارد

تعریف کلمه: رب ال طریقت: خدایان دین و انصاف درویشی / شهپر دولت: پر و بال پرنده خوش شانس، نمونه مکزیک /مرغ همایون: این پرنده مبارک است و این همان معنای کسانی است که معتقد بودند سایه گسترده ای نصیب همه می شود.

تعبیر مرموز

دلهای خسته که درد می خواهند، اما ناتوانند، اگر به آنها ظلم کنی، از دین انصاف دورند. دلالت این شعر این است که جویندگان دوست همیشه به دنبال عزیزی هستند و غالباً برای ملاقات با او به تلخی عشق می خورند، اما ممکن است در این راه مورد ظلم و آزار دوست قرار گیرند.

در واقع دوست باید نظر دیگری داشته باشد و به پاک دلی که نمی تواند راه او را ادامه دهد، ظلم کند تا از این طریق پاک شوند و پاک شوند.

تفسیر شعر

دنیا پر از فریب است، پس مراقب باشید در دام آن نیفتید. به دیگران ظلم نکنید و همیشه به خدا پناه ببرید و حاجت خود را از او بخواهید، از تکبر و غرور بپرهیزید.