خاتمی کجاست؟ – ۱| سعید رضوی فقیهی: آقای خاتمی! حالا زمانش فرا رسیده


سعید رضوی فقیه، فعال سیاسی اصلاح طلب در پاسخ به این سوال که آیا سیدمحمد خاتمی در شرایط فعلی می تواند شیراز اصلاح طلب را حفظ کند؟ وی گفت: اصلاح طلبان اعتماد خود را از دست ندهند. آنها نباید تحت حاکمیت این جریان ها باشند و به میدان بیایند و حرف خود را محکم بزنند. آن‌ها بدن‌های اجتماعی خود را دارند، اما وقتی در صحنه غایب باشند و سکوت کنند، آن جامعه اجتماعی معمولاً غیرفعال می‌شود و ساکت می‌ماند یا به جایگزین‌های فعال روی می‌آورد. آقای. خاتمی و سایر اصلاح طلبان باید فعال باشند و صحبت کنند و برنامه داشته باشند و همه یک صدا باشند.

این روزنامه نگار سابق ادامه داد: آقای خاتمی و اصلاح طلبان باید هزینه کنند و به مردم نشان دهند که حاضرند خیلی چیزها را فدای ملت و کشور کنند. دوره اصلاحات با آقای خاتمی پتانسیل تاثیرگذاری را داشت اما متأسفانه هیچ وقت از فرصت استفاده نکرد چون نمی خواست پول بدهد. اگر آقای خاتمی می خواهد کاری کند، الان وقتش است و دیگر فرصتی نخواهند داشت.

اصلاحات در حوزه قضایی ایجاد شد

در گفت و گو با انصاف نیوز، آقای … رضوی فقیه با بیان مشکلات اساسی جریان اصلاحات از بدو ورود، گفت: بخشی از مشکلات اصلاح طلبان از مطالبات آنهاست؛ مقصود از مطالبات مطالباتی نیست که مطرح می کنند و اعلام می کنند، یعنی در داخل چه می خواهند. یکی از مشکلاتی که دوستان اصلاح طلب ما داشتند و سالهای قبل (از ابطال مجلس چهارم به بعد) این است که فقط به فکر بازگشت به قدرت بودند و ریشه اش این است که اصلاحات در درون مراجع ایجاد شده است؛ یعنی از از سال ۶۰ به بعد که جمهوری اسلامی وحدت پیدا کرد، خط چپ امامی که بعدها به اصلاحات تبدیل شد و گفتمان، مبانی آموزشی و نظری و نظام های تحلیلی خود را تغییر داد، ایجاد شد.

اصلاح طلبان فقط بر توزیع نشریات تمرکز کردند

وی با بیان اینکه «جناح چپ امام در دهه اول بعد از انقلاب در زمان حیات امام همیشه در قدرت بودند»، گفت: این تصور را داشتند که شایسته ترین حرکت برای حکومت اسلامی هستند. جمهوری و به همین دلیل. آنها به حضور در ساختار و جابجایی نظام قدرت عادت کرده بودند، بنابراین ادعای آنها برای بازگشت به همان اختیاراتی که پس از ابطال انتخابات مجلس چهارم گرفته بودند، محدود بود. اگر دقت کنید بحث ایشان هم تا سالهای بعد از دوم خرداد بود که توانایی اداره دولت با ماست و نفی آن صفات اجازه نمی دهد ما به عنوان تنها نیرویی که بتوانیم جامعه را بهتر و بهتر اداره کنیم. . او می تواند نهادهای مختلف حکومتی را برای حضور در قدرت مدیریت کند، بنابراین مخالفت آنها بیشتر با نهادهای رهبری غیر منتخب بود که به نظر آنها مانع از ورود اصلاح طلبان به ساختار قدرت می شود.

رضوی فقیهی ادامه داد: در واقع آرزوی اصلاح طلبان این است که روندهای سیاسی در ساختار قدرت و بیش از آن در جامعه اصلاح شود و به جای اینکه وارد جامعه شوند و بر قدرت اجتماعی خود تکیه کنند، بدون تکیه بر مجوزهای داده شده. . تأسیس تهیز و آمدن به اجتماع به ویژه پس از دوم خرداد با کمک انبوهی از مردم که این قدرت را پیدا کردند و سازمان دادند و متحد کردند و تهیز را ریشه دار و قوی به عنوان یکی از پایه های اصلی دموکراسی تأسیس کردند. تقسیم پست های قوه مجریه یا مقننه توجه را نشان داد. این را در انتخابات سال ۸۰ و ۸۴ دیدیم و در سال های ۹۲ و ۹۶ هم ادامه پیدا کرد، در حالی که در واقع هیچ کاندیدایی به دلخواه خود وجود نداشت و می توانستند از یک فرد نزدیک از کاندیدای موجود حمایت کنند تا سهم بگیرند. از قوه مجریه

اصلاح طلبان وظیفه اصلی خود را نادیده گرفتند

این فعال سیاسی اصلاح طلب درباره «انتخابات» ۱۴۰۰ گفت: حتی در جایی که اصلاح طلبان مشکلات انتخاباتی دارند و از آن فاصله می گیرند و «انتخابات اصلی» را که یکی از پیامدهای اصلاح طلبان بود، رها می کنند، جایی بود. جایی که هیچ امیدی به پیروزی در انتخابات نبود. و اینطور نیست که به این نتیجه رسیده باشند که انتخابات تنها یکی از راههای تثبیت دموکراسی و اصلاح فرآیندهای سیاسی است. ورود به ساختار قدرت و نهادهای دموکراتیک حکومت از طریق انتخابات برای اصلاح امور تنها یک راه اصلاح است، راه دیگری مهمتر و قبل از انتخابات از جامعه عبور می کند. ورود به ساختار قدرت باید از طریق فعالیت های مدنی و اجتماعی باشد. ما باید اساس اصلاح را در جامعه بگذاریم، جامعه را اصلاح کنیم و مردم را سامان دهیم. آنها این کار را نکردند و حتی وقتی از انتخابات دوری می‌کنند یا در انتخابات شکست می‌خورند، به جای اینکه به جامعه بروند و پایه‌های حزب را در آنجا تقویت کنند، دوباره منتظر انتخابات بعدی می‌مانند. ما در دو سه سال اخیر شاهد همین موضوع هستیم. ما شاهد فعالیت اصلاح طلبان در سطح جامعه برای تقویت بنیان های اجتماعی و ساماندهی سازمان اجتماعی نبودیم. حتی بدنه مرکزی خود یعنی نیروهای مدیریتی سطح دو و سه (منظورم ارزشیابی نیست، منظورم رده های سیاسی است) را سازماندهی نکردند. در نتیجه از آنجایی که قصد آنها صرفاً بازگشت به قدرت بود، اساساً از وظیفه اساسی و اساسی خود در اصلاح ساختار سیاسی غفلت کردند.

اگر برنامه ای باشد می توانند خودشان را به دولت تحمیل کنند

رضوی فقیه معتقد است «اصلاح طلبان با توجه به شرایطی که به ویژه پس از سال ۸۸ تجربه کردند، قدرت نفوذ در قدرت را از دست داده اند» و می گوید: زمانی که قدرت سیاسی بتواند افکار عمومی را بسیج کند و ابزاری با پشتوانه و انگیزه اجتماعی قوی داشته باشد. اگر برنامه ای برای تغییر داشته باشد، در هر شرایطی می تواند خود را به دولت تحمیل کند، هر چقدر هم که ساختار قدرت قوی باشد، اگر جریانی را ببیند که قدرت الهام بخشی و ایجاد انگیزه در جامعه داشته باشد، تحمل می کند. ، تعهدات را پس می گیرد، امتیاز صادر می کند و مکالمات را می پذیرد. حتی اگر آلانی علناً تسلیم نشود، مجبور به دادن امتیاز و مدارا می شود. متأسفانه اصلاح طلبان از فرصت هایی که بعد از دوم خرداد و ایجاد مجلس ششم و بعد از انتخابات سال ۸۰ به دست آوردند، به خوبی استفاده نکردند و از سال ۸۱ و ۸۲ در شیب از دست دادن سازمان اجتماعی خود افتادند. و دولت متوجه شد که اصلاح طلبان دیگر توان اولیه بسیج جامعه را ندارند.

این روزنامه نگار سابق درباره انتخابات سال ۸۸ و اتفاقات پس از آن گفت: در سال ۸۸ مجدداً این فرصت برای اصلاح طلبان ایجاد شد که یک بدنه اجتماعی قوی و گسترده را بسیج کنند اما باز هم نتوانستند از آن به نحو احسن استفاده کنند که همان جنبش سبز و جنبش سبز است. موفقیت و شکست و دلایل آن یک مورد متفاوت است. اما به هر حال اصلاح طلبان از این هم نتوانستند استفاده کنند. بنابراین در انتخابات ۹۲ و ۹۶ اگرچه پیروزی های خوبی حاصل شد، اما نتوانستند از آن برای نفوذ در ساختار قدرت و اصلاح آن استفاده کنند. اما علیرغم همه این اتهاماتی که به آنها وارد شده، اصلاح طلبان از جمله جریان های مهمی هستند که می توانند در آینده ایران جایگاهی داشته باشند، اما به شرطی که جدی باشند و راه را بدانند و بدانند از کجا باید شروع کنند.

از سال ۱۹۹۶ جنبشی شکل گرفت که می خواهد اصلاحات را تحریم کند

این تحلیلگر مسائل سیاسی همچنین درباره دیگر جریان هایی که در سال های اخیر بیش از گذشته در صحنه سیاسی کشور مطرح شده است، گفت: از سال ۹۶ جریانی به وجود آمد که می خواهد اصلاحات را به عنوان یکی از راه های تغییر تحریم کند. آنها که سرکش هستند و آنها که حکومت می کنند. دولت از این اتفاق استقبال می کند زیرا بزرگ ترین آلترناتیو خود را اصلاحات می بیند و نگران بقیه نیست، حداقل تا کنون، دلیلش این است که فکر می کند خطر روی آوردن به مسیر دیگری بسیار زیاد است و مردم آن را نمی پذیرند. . این خطر و مثلاً ورود «مجاهدین» «خلق» جریان‌های سیاسی را که ایران را تحت تأثیر قرار می‌دهد، نمی‌پذیرد یا خود را بخشی از مقاومت شورش می‌دانستند و مردم واقعاً آنها را دوست نداشتند. تا سال ۱۳۷۵ شاهد بودیم که یکسری شعارها مانند بازگشت سلطنت یا شهرت رضاشاه به عنوان «دیکتاتور اصلاح‌شده» و امثال آن تا زمانی که موضوع بازگشت رضا پهلوی یا حتی فرح کمتر شد ادامه داشت. جدی تر. اصلاح طلبان با جریانی پر سر و صدا مواجه شدند که می خواستند اصلاح طلبان و اصولگرایان را با هم جمع کنند و گفتند دوران آنها تمام شده و آنها را به حاشیه برد.

آقای. خاتمی باید زنده باشد و حرف بزند

رضوی فقیهی با بیان اینکه «این موضوع باعث سردرگمی اصلاح طلبان شد» گفت: البته در گذشته نیز چنین رفتاری را از اصلاح طلبان دیده ایم که تصور می کردند اگر تندروتر باشند می توانند با یک بدنه اجتماعی تأثیرگذار همراه شوند در حالی که اینطور نیست. مورد مورد. اصلاح طلبان نباید اعتماد خود را از دست بدهند. آنها نباید تحت تأثیر این جریانات قرار بگیرند و باید بیایند و با قاطعیت حرف خود را بزنند. آن‌ها بدن‌های اجتماعی خود را دارند، اما وقتی در صحنه غایب باشند و سکوت کنند، آن جامعه اجتماعی معمولاً غیرفعال می‌شود و ساکت می‌ماند یا به جایگزین‌های فعال روی می‌آورد. آقای خاتمی و سایر اصلاح طلبان باید فعال باشند و حرف بزنند و برنامه داشته باشند و همه یک صدا باشند، نه اینکه یکی از آنها خیلی قوی باشد و به رقص بازگشت به دوران طلایی دهه شصت ادامه دهد. و با ابزار اجتماعی برای آینده برنامه داشته باشید.خودتان را به خوبی معرفی کنید و جذب کنید، تأثیر بگذارید و انگیزه دهید و ردیف این ابزار اجتماعی را از دیگرانی که یا پر سر و صدا هستند یا دوست ندارند و نمی خواهند وارد سیاست شوند جدا کنید. . آنها تا زمانی که شجاعت داشته باشند می توانند این کار را انجام دهند. آنها نیز باید شهامت مقابله با دولت را داشته باشند و در صورت توبیخ محکم بایستند و بگویند این برنامه ماست و ما بر سر قول خود می ایستیم و به مسئولیت خود در قبال آینده کشور عمل می کنیم. و از همه مهمتر، آنها باید شجاعت مقابله با معدود پر سر و صدایی که رسانه ها را در انحصار خود درآورده اند داشته باشند و از آنها نترسند. آنها حتی باید جرات رویارویی با جامعه اجتماعی مضطرب و عصبانی خود را داشته باشند و به بدن اجتماعی خود توضیح دهند که چرا باید همان مسیر تکامل را ادامه دهند.

این فعال سیاست اصلاحات با تاکید بر اینکه «اصلاح طلبی به معنای اصلاح دولت و ورود به مجلس و دولت و تقسیم غنایم نیست» گفت: اصلاحات به معنای فشار بر ساختار قدرت برای پذیرش جریان اصلاحات به منظور تعدیل و تغییر نظام است. شرایط موجود و دموکراتیک. قدرت سیاسی و غیره اصلاح طلبان باید شجاعت مقابله با فضای رسانه های دولتی یا رسانه های خارجی را داشته باشند. رسانه ای که می خواهد خندق بزرگ و وسیعی بین جمهوری اسلامی و سرنگون شدن حفر کند و بگوید ما راهی جز این دو انتخاب نداریم و یا جمهوری اسلامی به همین حالت ادامه می دهد یا باید به طور کامل سرنگون شود.

آقای خاتمی! حالا زمانش فرا رسیده

رضوی فقیه درباره نقش سید محمد خاتمی در شرایط کنونی کشور گفت: آقای خاتمی پتانسیل زیادی دارد و می تواند این کار را انجام دهد. همانطور که قبلا این توانایی را داشتند و از دست دادند. آقای خاتمی از سرمایه اجتماعی و سیاسی بالایی برخوردار بود، اما متأسفانه همیشه با دقت پیش می رفت و به جای حفظ و افزایش این سرمایه، آن را بی ارزش می کرد. برای رشد، باید کارهای بزرگ انجام دهید، و برای عالی ماندن، باید کارهای بزرگ را تکرار کنید. آقای هاشمی رفسنجانی تا سال ۱۳۸۷ این تصور را داشت که مرد قوی جمهوری اسلامی است، اما این فریب باعث شد که خیلی ضرر کند (انتخابات مجلس ششم، انتخابات ۱۳۸۳) اما از یک نقطه به بعد متوجه شد. او باید انتخاب می‌شد و ریسک می‌کرد، نمی‌توان روی صندلی او نشست و انتظار داشت که مردم همیشه به او خوش شانسی نشان دهند و سرمایه اجتماعی او به دلیل کارهای گذشته‌اش افزایش یابد. او باید ریسک و هزینه کند، در هر صورت، در مبارزات سیاسی پیروزی ها و شکست هایی وجود دارد. متأسفانه در طول سال ها آقای خاتمی می خواست کارها را با کمترین هزینه انجام دهد. به عنوان مثال، تولد شخصی را تبریک بگویید یا درگذشت کسی را تسلیت بگویید. یک رهبر سیاسی نمی تواند تأثیر ملی و تاریخی بر این اقدامات داشته باشد.

این تحلیلگر سیاسی در پایان گفت: آقای خاتمی و کسانی که تغییر را دوست دارند باید از آن استفاده کنند و به مردم نشان دهند که حاضرند خیلی چیزها را فدای ملت و کشور کنند. دوره اصلاحات با آقای خاتمی پتانسیل تاثیرگذاری را داشت اما متأسفانه هیچ وقت از فرصت استفاده نکرد چون نمی خواست پول بدهد. اگر آقای خاتمی می خواهد کاری کند، الان وقتش است و دیگر فرصتی نخواهند داشت.

انتهای پیام