کشف هدایت شده برای تناسب اندام حرفه ای

به عنوان یک معلم سابق تربیت بدنی این فرصت را داشتم که مهارت های تدریس خود را بهبود بخشم و بسیاری از سبک های تدریس را توسعه دهم. در دهه ۸۰ به تناسب اندام علاقه داشتم و تقریباً تمام برنامه های مرتبط با تناسب اندام را تماشا می کردم و تمام مجلات و مجلاتی را که در اختیار داشتم را مطالعه می کردم. تنها تفاوتی که بین حرفه ام به عنوان معلم و علاقه جدیدم، تناسب اندام، متوجه شدم، این بود که به نظر نمی رسید پایه محکمی برای روش شناسی تدریس در تناسب اندام وجود داشته باشد. بیشتر مربیان همان برنامه تمرینی را که آن روز صبح انجام می دادند به مشتریان خود می دادند، در حالی که بدون آموزش از انگیزه بیشتری استفاده می کردند. به عبارت دیگر، صداها زیاد بود اما آموزش زیاد نبود.

با گذشت زمان، در مورد صنعت تناسب اندام جدی تر شدم و شروع به آموزش ورزشکاران برای بهبود مهارت های ورزشی خود کردم. از آنجایی که گزارش من در گذشته از مربیان دیگر بوده است و آنچه در تلویزیون دیده و خوانده ام، اساساً این روش ها را برای سبک تدریس خود در نظر گرفته ام. اما طولی نکشید که متوجه شدم باید راه بهتری برای مهار توانایی های یادگیری ورزشکاران وجود داشته باشد تا نتایج طبیعی تری به دست آید. منظور من از نتایج طبیعی این است که می‌خواستم بدن آنطور که باید حرکت کند و نه به صورت رباتیک و آزمایش شده.

با توجه به سابقه تدریسم شروع به استفاده از روش تدریسی به نام کشف هدایت شده کردم. یادم آمد در دانشگاه در کلاسی به نام آموزش حرکتی شرکت کردم. این مبتنی بر آزمایش و یافتن راهی برای تکمیل یک کار بود. بنابراین کاری که من شروع به انجام آن کردم استفاده از این شکل از آموزش برای حرکت صحیح و طبیعی تر ورزشکارانم است. جنبه مهم دیگر کشف هدایت شده که همیشه برای من به عنوان یک ورزشکار مفید بوده است این است که وقتی کاری را به دلیل احساس درست انجام دادم، درک حرکتی آنی از بدنم و نحوه حرکت آن بود. مهم نیست چند بار مربی یا معلمی به من گفت که چگونه این کار را انجام دهم، من باید آن را حس می کردم تا یاد بگیرم و آن را بازتولید کنم.

بنابراین من شروع به ترکیب این سبک از آموزش و یادگیری در ورزشکاران کردم. با گذشت زمان، در تشخیص اینکه کدام مهارت ها به رویکرد مستقیم تری برای آموزش نیاز دارند و کدام مهارت ها را از طریق آگاهی جنبشی باید درک کنم، تجربه بیشتری پیدا کردم. برخی از مهارت ها به مقداری از هر دو نیاز داشت و برخی از ورزشکاران در نحوه آموزش آنها تفاوت زیادی داشتند. مهمترین فایده ای که می خواستم همه ورزشکارانم از تجربه یادگیری به دست آورند، توانمندسازی است. من می خواستم آنها بر بدن و ذهن خود مسلط شوند و سعی کنند ارتباطی ایجاد کنند که ریشه دار شود. من واقعاً احساس می‌کردم که اگر بتوانم ورزشکاران را قادر سازم تا تعادل اولیه و وضعیت بدن را برای انجام حرکات درک کنند، آنها می‌توانند تنظیمات لازم را برای تقریباً هر توانایی ورزشی انجام دهند.

بنابراین چگونه از کشف هدایت شده استفاده کردم؟ اساس این روش آموزشی بر اساس یادگیری روزانه چه بود؟ اول از همه، من مجموعه ای از قوانین را ایجاد کرده بودم که با شخصیت من به عنوان یک معلم مناسب بود و در نقش استفاده از کشف هدایت شده معنا داشت. در اینجا ۶ قانون اساسی وجود دارد که من در طول زمان اتخاذ کرده ام:

۱. هرگز ورزشکار را در یک محیط آسیب زا قرار ندهید. اگر ورزشکار پتانسیل آسیب رساندن به خود را دارد، مسئولیت شما به عنوان یک مربی است که این پتانسیل را کاهش دهید.

۲. همیشه ورزشکار خود را برای موفقیت آماده کنید. ورزشکار باید در موقعیتی قرار گیرد که بتواند موفق شود. این بدان معنا نیست که آنها مجبور نیستند برای آن کار کنند، اما هرگز کاری را به آنها محول نکنید که شکست را تضمین کند.

۳. تا حد امکان کمتر به آنها راهنمایی کنید تا آنها را در مسیر درست راهنمایی کنید. هدف این است که ورزشکار بفهمد چگونه از طریق احساس و راهنمایی به درستی حرکت کند.

سوالاتی بپرسید که تا آنجا که می توانید اطلاعات بیشتری در مورد احساس آنها در طول مهارت به شما می دهد و همچنین باعث می شود بفهمند شما چه می خواهید. مثلا؛ “آیا وقتی پاشنه پای شما با زمین تماس پیدا می کند، می توانید تیراندازی باسن خود را احساس کنید”؟ این به شما پاسخی را می دهد که می خواهید، اما همچنین آنها را راهنمایی می کند تا مطمئن شوند که پاشنه پا با زمین تماس دارد بدون اینکه واقعاً بگویید “پاشنه را روی زمین بگذارید”.

۵. الگوی حرکتی مناسب را با عبارات یا کلمات قوی پاداش دهید. “فوق العاده، شما آن را دریافت کردید” یا “شما آن را میخکوب کردید” یا “کار عالی”. از نظر روانی این قوی تر و رضایت بخش تر است و حس خوبی به حرکت درست می دهد.

۶. به حرکات شلخته یا بد پاداش ندهید. شما هم نمی خواهید تنبیه کنید. آیا شما فقط از اصطلاحاتی مانند استفاده می کنید؟ “شما هنوز آنجا نیستید” یا “شما می توانید بهتر از آن انجام دهید”. به آنها این احساس را بدهید که باید تمرکز کنند و عملکرد بهتری نسبت به آنچه که قبلا انجام دادند ارائه دهند.

کشف هدایت شده به گونه ای استفاده می شود که آموزش به حدی محدود می شود که اطمینان حاصل شود که ورزشکار می داند مهارت چیست و چگونه باید باشد، اما ورزشکار باید از هوش خود برای اجرای صحیح آن استفاده کند.

مکان های مهم:

  • مربی باید فوراً تشخیص دهد که آیا توانایی درست نیست، حتی اگر در ورزشکار احساس درستی داشته باشد. در اینجا مربی باید دانش کاری کافی در مورد اینکه مهارت باید چگونه باشد و چگونه باشد، داشته باشد.
  • مربی ممکن است نشانه هایی را ارائه دهد که ورزشکاران را در اجرای صحیح مهارت راهنمایی کند، اما در واقعیت به آنها رویکرد گام به گامی ارائه نمی دهد که به دلیل دستورالعمل های زیاد باعث سردرگمی بیشتر شود. گاهی اوقات کمتر، بیشتر است.

یکی دیگر از جنبه های مهم کشف هدایت شده که هنوز به آن دست نخورده است، اقدام مربی است که ورزشکار را به صورت فیزیکی مجبور می کند تا خودش یک حرکت بد را اصلاح کند. گری کوک، فیزیوتراپیست و مربی قدرتی بسیار مورد توجه، از آموزش عصبی عضلانی واکنشی (RNT) برای هدایت مشتریان خود در الگوی حرکتی مناسب استفاده می کند. این کار با فشار دادن مشتری به اشتباه خود و مجبور کردن مشتری به اصلاح خود انجام می شود. این را می توان با استفاده از دست یا با استفاده از یک باند الاستیک انجام داد. نمونه ای از RNT می تواند این باشد که مشتری را که به سمت والگوس (کولاپس متوسط ​​زانو) می رود به مقادیر بیشتر با قرار دادن نوار الاستیک در اطراف بیرون زانو وادار کنید، ظاهراً زانو را به سمت داخل هل می دهد. تنها توصیه ای که باید انجام شود این است که نگذارید کمربند روی زانوها جمع شود یا زانوها را بالای وسط انگشتان پا نگه دارید.

همانطور که می بینید، کشف هدایت شده مربوط به الزام حرکت صحیح در فرد است. این وظیفه مربی است که در صورت نیاز راهنمایی کند. من همیشه احساس می‌کردم که مربیان زیادی سعی می‌کنند چیزی برای گفتن پیدا کنند، زیرا فکر می‌کنند این یک کار است، در حالی که در واقع، گفتن چند نفر می‌تواند نتایج سریع‌تر و بلندتری داشته باشد.

اکنون، من مطمئناً استدلال نمی کنم که کشف هدایت شده به عنوان تنها روش تدریس استفاده می شود، اما اگر به درستی استفاده شود می تواند یک نتیجه یادگیری پایدار ایجاد کند. می تواند یک چارچوب درک برای ورزشکار ایجاد کند تا در صورت نیاز اصلاحات خود را انجام دهد.

من به گرمی مربیان را تشویق می‌کنم که در مورد مهارت‌ها یا الگوی حرکتی که آموزش می‌دهند، آموزش کامل ببینند. زیرا اساس آموزش، دانش است. اگر مربی در مورد کاری که انجام می دهد، دانش کاری کسب نکرده باشد، نمی تواند دیگری را راهنمایی کند. از نتایجی که در نتیجه کشف هدایت شده کشف خواهید کرد، لذت ببرید.

رژیم لاغری سریع