Je! چه کودکانی در خیابان مانده اند؟


پریسا هاشمی، انصاف نیوز: یکی از اعضای سابق شورای شهر تهران گفت: درصد زیادی از زنان خیابانی را دختران فراری یا زنانی تشکیل می دهند که شوهرانشان آنها را اجاره داده یا فروخته اند. آنها فرار می کنند و مجبور به اعتیاد و فحشا در دام باندهای جنایتکار می شوند.

مامان بی نظیرترین و زیباترین حس دنیاست. اما گاهی اوقات مادر با احساس کینه همراه می شود و نفرت آنقدر شدید می شود که احساس مادر بودن را از میدان خارج می کند. برای برخی از نوزادان رها شده در خیابان ها و همچنین رها شدن به دلیل مشکلات اقتصادی فراوان، این سرنوشت گاهی ناشی از نفرت یا بی مهری است که منجر به فروش یا رها شدن در خیابان ها و بیابان می شود. بسیاری از کارشناسان احساس می کنند که تنفر در برخی از زنان ریشه عمیقی دارد، بنابراین آنها از عوارض زایمان مصون نیستند. بسیاری از این زنان قربانی تجاوز جنسی هستند یا روابط خارج از ازدواج داشته اند. کمیته اجتماعی شورای شهر تهران در مرحله چهارم و به ریاست فاطمه دانشور در حوزه زنان به ویژه در مواردی مانند جلوگیری از فروش نوزادان و زنان به بیمارستان های بدون شناسنامه و … بسیار فعال بود.

فاطمه دانشور در گفت و گو با خبرنگار شبکه های اجتماعی انصاف نیوز، موضوع رها شدن نوزادان در خیابان و حاملگی های خارج از ازدواج را مطرح کرد. این گفتگو را به خاطر دارید:

چرا برخی از زنان از عوارض روابط خارج از ازدواج رنج می برند؟

بسیاری از این قربانیان تجاوز جنسی و خشونت اجتماعی، دخترانی هستند که در خانه از دست پدر و خانواده خود در امان نیستند. این دختران را از خانه بیرون می کنند. از آنجایی که ساختار حمایتی ثابتی در کشور وجود ندارد، این دختران بدون اینکه متوجه خطرات جامعه باشند وارد جامعه می شوند. وقتی وارد جامعه می شوند جذب باندهای جنایتکار می شوند و مستقیماً در مسیری قرار می گیرند که یکی از اتفاقات سر راهشان، وارد شدن به یک رابطه آزاد است. بارداری ناخواسته در روابط باز نیز اتفاق می افتد. در مصاحبه‌های زیادی که با این زنان انجام دادم، متوجه شدم که آنها در یک جامعه خطرناک و یک محله خطرناک که در آن مخفی شده‌اند، خطراتی را احساس می‌کنند. برای در امان ماندن از این خطرات می توانند با یکی از بستگان خود وارد رابطه شوند تا از خود مراقبت کنند. آنها در یک رابطه آزاد و بدون ثبت باردار می شوند و این روند ادامه دارد و می توانند فرزند خود را در خیابان به دنیا بیاورند و او را رها کرده یا بفروشند.

آیا این زنان بدون شناسنامه می توانند در بیمارستان زایمان کنند؟

زمانی که در شورای شهر تهران بودم سعی می کردم با مراجعه به بیمارستان مادران یا زنانی که مواد مخدر مصرف می کنند و فاقد شناسنامه هستند برای بچه دار شدن در نظام سلامت حضور داشته باشند. در آن زمان علاوه بر پیگیری های من، وزارت بهداشت بخشنامه ای صادر کرد که بیمارستان های مناطق پرخطر به راحتی مادران معتاد یا زنانی که شناسنامه ندارند به دنیا بیاورند. در بیشتر موارد ممکن است مادر بچه را نخواسته و به نوزاد هماهنگی های رفاهی و بیمارستانی داده می شود. برای افزایش جمعیت، بیمارستان‌ها روش‌های پیشگیری از بارداری را به صورت رایگان ارائه کرده‌اند و به همین دلیل بسیاری از زنان بی‌خانمان و ناتوان اجتماعی برای زایمان به بیمارستان‌های مناطق پرخطر مراجعه می‌کنند.

بنابراین بیمارستان ها موظفند مادران پرخطر را شناسایی کنند و نوزاد را به راحتی نزد این مادران نفرستند.

دقیقا. بیمارستان ها به راحتی می توانند این زنان را شناسایی کنند. پیش از این، پرسنل بیمارستان تنها وظیفه به دنیا آوردن نوزادان سالم را بر عهده داشتند، اما طی جلسات زیادی که در سال ۹۴ به عنوان یکی از اعضای شورای شهر تهران با وزارت بهداشت برگزار کردم، متقاعد شدند که نگرش خود را نسبت به سلامت اجتماعی تغییر دهند و آگاه شدند. که این بچه ها در چه خانواده ها و محله هایی بزرگ می شوند و چه آینده ای در انتظارشان است.

چرا برای ایجاد این احساسات اقدام کردید؟

حادثه تلخی در چهارمین دوره شورای شهر تهران رخ داد. یکی از زنان کارتن پس از زایمان فرزندش را نخواست اما اصرار او راه به جایی نبرد و بیمارستان مجبور شد نوزاد را با خود ببرد. او پسرش را تکه تکه کرد و میوه ها را در خیابان هاردی برید. آنجا بود که اعلام کردیم چرا باید نوزاد را با تاکید به مادر داد؟ ممکن است مادر فرزندشان را رها کنند. این که در سال جاری (۱۴۰۱) چند مورد از کودکان رها شده گزارش شده است.

Je! بچه های پیدا شده در بیمارستان به دنیا آمده اند یا در خیابان؟

نوزادان با بند ناف در خانه یا خیابان به دنیا می آیند. البته کودکانی که با این عصبانیت دور می شوند، نتیجه تجاوز جنسی هستند. ممکن است این تجاوز حتی به صورت جنسی انجام شود و دختر در خانه مورد حمله پدر یا برادرش قرار گیرد. پس از زایمان این دختران، نوزاد را از مادر می گیرند و به سطل زباله می اندازند. رها شدن کودکان داستان هایی از این دست دارد و هم کودک و هم مادر قربانی تجاوز جنسی هستند. زمانی که عضو شورای شهر تهران بودم، در بازدیدهایی که از محله های پرخطر مانند شوش، هرندی و… داشتیم، مادران زیادی در بغل بچه ها یا زنان باردار بودند. به همین دلیل این موضوع را از وزارت بهداشت پیگیری کردیم، کار خیلی خوب پیش رفت و مادر نتوانست نوزادش را در خیابان خطرناک ببرد یا بفروشد. با این اقدامات تعداد فروش کودک به میزان قابل توجهی کاهش یافت.

Je! بچه ها به چه تعداد فروخته شدند؟

آن زمان بچه ها را ۵۰ یا ۱۰۰ هزار تن می فروختند.

مشتریان آن بچه ها چه کسانی بودند؟

در واقع در این مناطق، خانواده آسیب دیده توانایی خرید نوزاد را با این قیمت پایین نداشتند. بسیاری از مشتریان باندهایی بودند که بچه ها را برای افراد غیردوستانه، قاچاق مواد مخدر یا جنایت می خواستند. کودکان همچنان در حال ورود به اقتصاد جنایی هستند. خانواده هرگز از مادری معتاد در محله ای خطرناک نوزاد نمی خرند، اما گروه های تبهکار این نوزادان را می خرند.

آیا در این خرید و فروش تاثیری بر صادرکنندگان ادویه دارد؟

من با این موضوع برخورد نکردم. آنها ممکن است باشند، اما من با آن برخورد نکرده ام. بسیاری از مجرمان از کودکان برای حمل مواد مخدر و تزریق آن به بدن کودک استفاده می کردند و کودکان تحت شکنجه قرار می گرفتند و عمر زیادی نداشتند. وقتی نوزاد به این شکل کشیده می شود، انتظار نمی رود به سن ۷ یا ۸ سالگی برسد.

آیا می توان گفت چون این کودکان شناسنامه ندارند، مرگ آنها گزارش نمی شود؟

هیچ کس مرگ این بچه ها را نمی بیند. البته تعدادشان زیاد نیست اما همین تعداد برای ما مهم است. در تهران حدود ۵۰۰ زن با رفتارهای پرخطر در سنین باروری (۲۵ تا ۳۸ سال) باردار می شوند. اگر این ۵۰۰ زن را در معرض خطر بدانیم، به یک آمار مهم تبدیل می شود.

بیشتر این کودکان در چه سنی می میرند؟

در واقع، آمار مرگ و میر این کودکان متفاوت است. مثلا یک بچه ۳ ماهه داشتیم که در تیم متکدیان فوت کرد. وقتی از نوزاد به عنوان ابزار استفاده می شود، دوام زیادی ندارد.

چرا دخترانی که از خانه فرار می کنند نمی خواهند در یک خانه راحت یا خانه امن امن باشند و چرا بسیاری از آنها در این مکان های خشونت آمیز معتاد به مواد مخدر می شوند؟

صد در صد زنانی که از خانه فرار می کنند معتاد و روسپی هستند. این چرخه ای است که آنها باید وارد شوند. زنان خیابانی چاره ای جز این ندارند زیرا جنایتکاران آنها را در مسیر اعتیاد و فحشا سوق می دهند. خطراتی که در کمین مدرسه بود در مدرسه مطرح نشد و دختران از خطرات بی خبر بودند و با بروز مشکلات در خانه به سرعت فرار کردند. درست است که ممکن است این دختران روزهای سختی را در خانه سپری کنند، مثلاً توسط یک برادر یا پدر مورد تجاوز قرار گرفته و به همین دلیل فرار می کنند، اما جامعه جای امنی نیست و خطر بزرگتری در انتظار آنهاست. آنها متأسفانه در این تحقیق ذکر نشده است که این دختران و زنان می توانند با شماره ۱۲۳ تماس بگیرند یا به مسکنی امن و مطمئن بشتابند. بیشتر دختران نمی دانند که جای دختران فراری در حومه فرشته، تجریش و زعفرانیه نیست، بلکه همه به شوش و هرندی می روند و در مسیری پر از هر نوع فسق و فجور می گذرند.

برخی از دختران حاصل حاملگی های خارج از ازدواج هستند و شناسنامه و حاملگی خارج از ازدواج ندارند. برای پایان دادن به این چرخه چه کاری می توان انجام داد؟

تعداد این زنان بسیار اندک است. بسیاری از دخترانی که فرار کرده اند، مشکلات جدی در خانه داشته اند. البته کمتر دختری در خانه مشکلی ندارد، با کنجکاوی می دود. بنابراین درصد زیادی از زنان خیابانی را دختران فراری یا زنانی تشکیل می دهند که توسط شوهرانشان اجاره یا فروخته شده اند.

چرا بسیاری از این زنان فاقد شناسنامه هستند؟

تیم های جنایی که منتظر دختران و زنان فراری هستند آنها را دستگیر کرده و در اولین قدم شناسنامه و شناسنامه آنها را از بین می برند. درصد کمی از زنان کارتن هویتی مانند مادر خود ندارند.

آیا شناسنامه این زنان برای فروش است؟

برای وابستگی بیشتر دختران فراری، باندهای جنایتکار گواهی تولد یا دفن آنها را می فروشند و قربانی جرات جدا شدن از این گروه ها را از دست می دهد و هر روز بیشتر آلوده می شود. این گروه ها پس از به دست آوردن مدارک هویتی، هم بر روی زنان و هم دختران مواد مخدر مصرف می کنند و آنها را مجبور به تن فروشی می کنند تا جایی برای خوابیدن پیدا کنند.

چی چه کسی این برچسب ها را می خرد؟

نمی توان شرح کاملی از این موضوع ارائه کرد، اما شاید مهاجران و مجرمان غیرقانونی این شناسنامه ها را خریداری کنند.

آیا می توان قوانینی برای تغییر زندگی زنان پرخطر و نوزادان آنها وضع کرد؟

البته می توان قوانینی وضع کرد تا این کودکان و مادرانشان در بهترین شرایط ممکن نگهداری شوند. زمانی که قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت بود این مسائل را از نزدیک دنبال می کرد اما بعد از آن این مسائل کنار گذاشته شد.

آیا سند ارسالی به بیمارستان از دستور کار خارج شده است؟

بیمارستان ها تا حدودی از این دستور پیروی می کنند، اما می تواند خیلی بهتر باشد. عملکرد بیمارستان متفاوت است. برخی از بیمارستان‌ها نوزاد را به مادر تحویل نمی‌دهند و برخی دیگر به نوزاد می‌دهند و چرخه فروش نوزاد، رها کردن آن در خیابان و استفاده از نوزادان و نوزادان در حین حرکت کشتی است.

چرا حساسیت اجتماعی اینقدر ضعیف است؟

مسائل رفاه اجتماعی در اولویت سیاست گذاران و تصمیم گیران نیست. مردم آنقدر به امور دنیا مشغول شده اند که آنقدر به امور خود مشغول شده اند که تا آخر عمر خود به مسائل اقتصادی مشغول می شوند و آسیب های اجتماعی هر روز بیشتر می شود. از طرفی ظرفیت سازی نکرده ایم و زیرساختی برای ساماندهی مشکلات نداریم. مثلاً جایی برای نگهداری «بچه های کار» وجود ندارد. به دلیل کمبود زیرساخت ها آسیب های اجتماعی رها شده است.

مسائل اقتصادی چقدر در افزایش آسیب های اجتماعی تاثیرگذار است؟

با این حال، این مسائل در یک دنباله ادغام شده اند. وقتی پدر خانواده شغل خود را از دست می دهد، معتاد می شود و مجبور می شود از طریق جنایت پول دربیاورد. در این شرایط زنان و دختران خانواده احساس امنیت نمی کنند. پدری داریم که دختر یا همسرش را می فروشد یا اجاره می دهد تا موادش را تهیه کند. باردار شدن دخترش رایج است و پس از زایمان، پدر نوزاد دخترش را به سطل زباله می اندازد. این سوال برای مردم پیش می آید که مادر چگونه نوزاد خود را در سطل زباله می اندازد؟ اما آنها نمی دانند که این کودکان قربانی آسیب های اجتماعی هستند که همه پشت سر گذاشته اند. هر چند وقت یک بار این زخم ظاهر می شود، همه درباره آن صحبت می کنند و بعد از مدتی دوباره فراموش می شود.

چه کسی مسئول ساماندهی این آسیب های اجتماعی است؟

نهادهای حاکم باید راه حل مناسبی برای این مسائل بیابند. من معتقدم باید وزارت رفاه و تامین اجتماعی داشته باشیم چرا که این مشکلات آنقدر جدی است که اضافه کاری با امکانات دیگر قابل حل نیست. گاهی می گویند آسیب های اجتماعی دغدغه ماست و همه امکانات را برای برنامه ریزی می طلبند. اما همه نهادها می‌خواهند از این اثرات اجتماعی برای زمان اضافی مراقبت کنند. ما نمی توانیم مشکلات و آسیب های اجتماعی را در وزارت کشاورزی، نفت، آموزش و پرورش یا سایر وزارتخانه ها حل کنیم. این مسائل نیاز به یک وزارتخانه دارد و متاسفانه وزارتخانه ای وجود ندارد.

انتهای پیام