NLP، کنترل ذهن، و غرور و سقوط قدرت

اینترنت مملو از هزاران دوره به اصطلاح دستفروشی گورو است که برای آموزش استفاده از هیپنوتیزم، NLP و سایر تکنیک‌های کنترل ذهن برای منافع شخصی طراحی شده‌اند. و در حالی که این تکنیک‌ها مطمئناً می‌توانند بر کسانی که از قدرت خود آگاه نیستند مؤثر باشند، آسیب واقعی در واقع به شخصی که از آنها استفاده می‌کند وارد می‌شود.

جهان بر اساس قوانین ثابت عمل می کند. یکی از این قوانین این است که موفقیت واقعی و خوشبختی واقعی تنها زمانی به دست می آید که از خواسته های خودخواهانه زندگی دست برداریم. درست است که یک فرد می تواند در عین خودخواه بودن به سطوح بالایی از موفقیت مادی دست پیدا کند و بله این نیز درست است که کنترل ذهن روانی می تواند برای دستیابی به موفقیت مادی نیز کاملاً مؤثر باشد. اما یکی دیگر از قوانین ثابت جهان علت و معلول است. اگر عمداً به دنبال کنترل ذهن دیگران برای برآورده کردن خواسته‌های خودخواهانه خود هستید، سرانجام روز حسابرسی فرا می‌رسد، زیرا نیات منفی که به جهان می‌تابانید، مستقیماً منفی را به سمت شما جذب می‌کند. خودخواهی و نیرنگی که نسبت به دیگران ایجاد می کنید در زندگی خود تأثیر خواهید گذاشت. ممکن است بلافاصله اتفاق نیفتد اما مطمئن باشید که این اتفاق خواهد افتاد.

کنترل ذهن، NLP و هیپنوتیزم اصطلاحات جدیدی برای چیزی هستند که مردم آن را جادوی سیاه می نامیدند. آنها به عنوان روش های روانشناختی پنهان شده اند و به آنها اقتدار علمی داده می شود، اما اساساً یکسان هستند و هدف آنها همان تکنیک های باستانی جادوگران سیاه است. باید به هر قیمتی از آنها اجتناب کرد. همه آنها بر روی قطب منفی عمل می کنند و هر خیری که آنها به ارمغان می آورند خیلی سریع با مشکلات عمیق تر و گیج کننده تر جایگزین می شود. استفاده از این تکنیک ها هیچ فایده ای ندارد.

موفقیت واقعی تنها زمانی حاصل می شود که خود را با قانون عشق هماهنگ کنیم. عشق نمایانگر قطب مثبت زندگی است و با همسو شدن یا همکاری با این قانون، ما تمام خوبی‌هایی را که کائنات ارائه می‌کند، تابش می‌کنیم و به خود می‌آوریم. اما برای همکاری با قانون عشق، باید ذهن خود را طوری تربیت کنیم که فقط به بالاترین چیزهای زندگی فکر کند و امیال منفی، خودخواهانه و شهوانی قلب را رد و انکار کند. تا زمانی که این کار را انجام ندهیم، ممکن است به موفقیت های مادی بزرگی دست یابیم، اما زندگی ما هرگز واقعاً موفق و واقعاً شاد نخواهد بود. به عنوان مثال، هیچ کس نمی تواند انکار کند که چارلی شین یک بازیگر با استعداد است که به موفقیت های مادی و حرفه ای زیادی دست یافته است.

با این حال، هیچ کس نمی تواند انکار کند که زندگی او در نهایت او را نابود می کند، اگر به مسیری که می رود ادامه دهد. نمونه دیگری از این حقیقت این واقعیت است که به اصطلاح مشکلات بودجه ای که ما در این کشور تجربه می کنیم می تواند به سرعت حل شود اگر ما هزینه بیش از ۱ تریلیون دلار در سال برای جنگ در آسیا و خاورمیانه را که برای غنی سازی طراحی شده اند، متوقف کنیم. معدود به قیمت بسیاری قیام‌های خاورمیانه و ناآرامی‌های کارگری در آمریکا و اروپا، همه نشانه‌هایی هستند که نشان می‌دهد ماتریالیسم خودخواهانه که مشخصه عصر ماست، بذرهای نابودی خود را ایجاد می‌کند.

اغراق آمیز این واقعیت غیرممکن است: تا زمانی که با قانون عشق هماهنگ نباشیم، جهان به فرستادن درس های منفی با شدت فزاینده ادامه خواهد داد تا زمانی که ما تغییر کنیم یا کاملاً شکسته شویم. چارلی شین دوست دارد تصور کند که او متفاوت است، آنچه برای دیگران اتفاق افتاده برای او نخواهد افتاد. گوروهای کنترل ذهن معتقدند که آنها از عواقب هنر تاریک خود محافظت می شوند زیرا غیرقانونی نیست، اگرچه باید باشد. و شرکت‌ها و دولت‌ها معتقدند که می‌توانند با قلدری و فریب مردم، چیزهایی را بپذیرند که به نفع آنها نیست. یک ضرب المثل قدیمی وجود دارد که می گوید خدایان می خواهند هر کسی را نابود کنند، ابتدا کور می کنند. شاید همه ما بتوانیم این جمله را قبل از اینکه خیلی دیر شود به دل ببندیم؟