به گفته محققان دانشگاه اورگان ، نحوه تغذیه والدین با خوردن عاطفی ارتباط دارد


خبر – اکثر مردم با استفاده از غذا به عنوان راهی برای قبولی در آزمون آشنا هستند.

برای برخی افراد به عنوان خوردن احساسی شناخته می شود ، می تواند یک استراتژی کاملاً مناسب برای مدیریت احساسات سخت باشد ، اما برای برخی دیگر نیز می تواند یک راه مشکل ساز برای کنار آمدن با آن باشد.

گروهی از دانشکده آموزش دانشگاه اورگان به بررسی تعامل بین نحوه تغذیه والدین به فرزندان خود و خوردن احساسی والدین و فرزندان و همچنین تأثیر جنسیت والدین بر آن سازمان پرداختند. هدف آنها درک بهتر نحوه تغذیه احساسی کودک و اطلاع از مداخلات با هدف جلوگیری از سالم شدن چنین رفتارهایی است.

در این مطالعه والدین ایالت اورگان مورد بررسی قرار گرفتند و پرسیده شد که آنها و فرزندشان هر چند وقت یکبار به خوردن احساسی مشغول هستند. محققان سه مهارت تغذیه متفاوت را که والدین معمولاً با فرزندان خود استفاده می کنند ، بررسی کردند.

اینها شامل محدود کردن مصرف غذای کودک یا رژیم های غذایی سخت است. استفاده از غذا برای کمک به تغییر احساسات کودک ، معروف به تنظیم احساسات ؛ و استفاده از غذا برای تنبیه یا پاداش دادن به رفتار کودک ، که به آن تغذیه ابزاری می گویند.

او گفت: “ما واقعاً به مقایسه روش های مختلف تغذیه والدین با فرزندان خود و اینکه آیا این شیوه های تغذیه ارتباطی بین تغذیه عاطفی والدین و کودک دارد ، علاقه مند هستیم.” نویسنده اصلی اعضای هیئت علمی طرح ارتقای سلامت نیکول جولیانی ، نیکول کلی و الیزابت باد به او ملحق شدند.

“رابطه بین خوردن عاطفی والدین و کودک مدتهاست که در ادبیات نشان داده شده است ، و بنابراین ما واقعاً به دنبال این هستیم که به طور کلی ببینیم والدین چگونه به فرزند خود غذا می دهند و اینکه چگونه بر روابط بین والدین و فرزندان تأثیر می گذارد. Trevino افزود: “از نظر احساسی غذا می خورد.”

و اگرچه این پیوند قبلاً برقرار شده است ، این مطالعه ابتدا نقشی را که هر تمرین تغذیه می تواند در خوردن احساسی و همچنین نقش جنسیت والدین ایفا کند ، مورد بررسی قرار می دهد.

“از آنجا که ما این مثال را از مادران و پدران داریم ، که در این نوع ادبیات بسیار نادر است – بسیاری از ادبیات فقط برای مادران است – ما واقعاً می خواهیم کمی بیشتر تحقیق کنیم و ببینیم که چگونه جنسیت نیز تأثیر می گذارد. این روابط ، “Trevino گفت.

آنها دریافتند که به طور کلی ، خوردن سخت تنها تمرین تغذیه ای است که خوردن احساسی والدین و کودک را به هم مرتبط می کند.

Trevino گفت: “ما در واقع دریافتیم که این محدودیت برای رابطه غذایی کودک با والدین عاطفی فراتر از عوامل دیگر بیان شده است.” “فقط انتظار چنین چیزی را نداشته باش.”

و در مورد مادران ، محدود کردن مصرف غذای فرزندان آنها و غذای احساسی مادر از عوامل اصلی تأثیر بر تمایل کودکان به خوردن احساسی است.

Trevino می گوید: “برای مادران ، این غذای احساسی آنهاست که از بچه ها الگو گرفته می شود ، یا احتمالاً بچه ها بیشتر در اطرافتان هستند یا بیشتر اوقات آن را می بینند.”

با این حال ، برای پدران ، هر سه نوع مهارت غذا خوردن در خوردن احساسی برای فرزندانشان نقش دارد.

Trevino گفت: “این به معنی تغذیه به دلایل رفتاری ، تغذیه به دلایل تنظیم احساسات و سپس محدودیت هایی است که همه آنها ارتباط عاطفی با غذا دارند.” “دیگر هیچ ارتباطی بین خوردن احساسی پدر و خوردن احساسی کودک بدون توجه به نحوه تغذیه پدران به فرزندان خود وجود ندارد.”

این مطالعه که 324 مادر و 86 پدر را مورد بررسی قرار داد ، به دلیل عدم مشارکت پدران ، بیشتر در مورد این موضوع تحقیق اولیه بود.

Trevino گفت: “اصلی ترین نتیجه مطالعه این است که شیوه های تغذیه و تغذیه احساسی هم برای مادران و هم برای پدران متفاوت عمل می کند و باید واقعاً بر تحقیقات در این زمینه تأثیر بگذارد.”

یافته دیگری که به Trevino می رسد و باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد این است که به نظر می رسد مهارت های تغذیه پدر در رابطه بین خوردن احساسی کودک و خوردن احساسی والدین بیشتر از مادران اهمیت دارد ، در حالی که مادران بیشترین توجه را در این زمینه دارند.

Trevino می گوید: “من فکر می کنم این نشان می دهد که پدرها نیز مهم هستند ، و شاید حتی بیشتر در این زمینه از تمرین تغذیه عاطفی و تغذیه والدین -کودک.”

جولیانی افزود: “ما باید با این داده ها گفتگوهای زیادی انجام دهیم.” “زیرا برای ما دشوار است که بفهمیم چرا تفاوتها وجود دارد ، آیا این به خود نمونه مربوط می شود یا به چیزی بزرگتر در مورد نحوه تأثیر عادات غذایی و عادات غذایی بر غذای کودک در مادران در برابر پدران مربوط می شود.”

کلی گفت که همه خوردن احساسی بد نیست. این مسئله زمانی مطرح می شود که مردم به عنوان روشی برای مقابله با احساسات بیش از حد به آن اعتماد می کنند.

او گفت: “شاید این یک سطح سالم از خوردن احساسی است و سپس شاید نه ، و ما واقعاً مطمئن نیستیم که کجاست.”

Trevino گفت که این تحقیقات گام دیگری در جهت از بین بردن رفتارهای ناسالم قبل از ریشه دار شدن است.

Trevino می گوید: “و این یکی از دلایلی است که ما مهارت های تغذیه را به عنوان یک واسطه احتمالی برای ارتباط عاطفی با غذا انتخاب کردیم ، زیرا شما می توانید والدین را آموزش دهید تا نحوه تغذیه فرزند خود را تغییر داده و آنها را از این چیزها بیشتر آگاه کنند.” گفت. “و سپس امیدوارم با انتخاب چیزی که می توانید در آن مداخله کنید ، بر خوردن احساسی تأثیر بگذارید. بنابراین امیدواریم بتوانیم از این نوع مدل برای کاهش خوردن احساسی ناسالم کودک با تأثیر بر نحوه تغذیه والدین به فرزندان خود استفاده کنیم.”



دیدگاهتان را بنویسید